آموزش های رایگان قرارداد های مالی و غیر مالی

انواع قرارداد های قانون مدنی

عقد یا قرارداد به اعتبار وجود عدم وجود عوض به عقود معوض و غیر معوض ( عقود مجانی ) تقسیم بندی می گردد . عقود معوض همچون بیع ، اجاره ، ودیعه ، عاریه ، وکالت ک می توان در عقود مجانی نیز شرط پرداخت عوض را هم قید نمود . اما الزامی نیست که عوض از شروط صحت یا اقتضاء ذات این معاملات نمی باشد . در عقود معوض نسبت میان عوضین و الزام وجود آن ضروری است .

انواع قراردادهایی که در قانون مدنی ایران به کار برده می شوند ، شامل : قرارداد لازم ، قرارداد جایز ، قرارداد خیاری ، قرارداد منجز ، قرارداد معلق ، قرارداد معوض ، قرارداد غیر معوض ( مجانی ) ، قرارداد رضایی ، قرارداد تشریفاتی ، قرارداد عینی ، قرارداد تملیکی ، قرارداد الحاقی و … می باشند .

عقد معوض

به عقدی گفته می شود که به موجب ماهیت خود ، از دو مورد ( موضوع ) برخوردار است . هر کدام از طرفین در مقابل مالی که پرداخت می کند و یا تعهدی که عهده دار می شود ، مال یا تعهد دیگری را برای خود تحصیل می نماید .

عقد غیر موض ( مجانی )

به عقدی می گویند که یک یا چند نفر در برابر یک یا چند نفر دیگر به کاری تعهد می کردند و یا مالی را رایگان به غیر تملیک می کنند ؛ بدون آنکه برای فرد یا افراد اخیر التزامی به وجود آورد .

تفاوت عقد معوض و غیر معوض

به جهت واضح تر شدن دو عبارت عقد معوض و مجانی می بایست به تفاوت های آن اشاره داشت :

قابلیت قراردادهای تجاری عقود معوض

انواع قراردادها : به معنی آن است که در عقود معوض هر کدام از طرفین عقد به دنبال کسب نفع بیشتر می باشد . اثرگذاری اشتباه در شخصیت طرف معامله در صحت و درستی عقد .

مجانی :

اشتباه در فرد طرف معامله خللی در درستی معامله وارد نمی کند جز در مواردی که شخصیت طرف دلیل اصلی عقد باشد . در عقود مجانی اشتباه در طرف عقد خلل در درستی عقد وارد کرده و باعث بطلان آن میگردد . اعمال یک سری محدودیت ها از طرف قانونگذار نسبت به مصالح و منافع خانواده در عقود مجانی همچون عدم نفوذ وصیت تملیکی زاید بر ثلث . بر همین اساس وصیت به زیاده بر ثلث ترکه نافذ نبوده جز آنکه به اجازه وراث و در صورتی که برخی از وراث اجازه دهند ، تنها نسبت به سهم وی نافذ می باشد .

وجود حق حبس در عقود معوض

به طور مثال در عقد بیع هر کدام از بایع و مشتری می توانند از تقدیم مبیع یا ثمن اجتناب کرده تا شخص دیگرحاضر به تسلیم گردد جز اینکه مبیع یا ثمن موجل باشد . در این شرایط هر کدام از مبیع یا ثمن که حال باشد میبایست تسلیم گردد .

وجود خیار غبن در عقود معوض

غبن به این معنی است که تعادل ارزش عوضین به شکل فاحش برهم بخورد . این بر هم خوردن تعادل ارزش عوضین که سبب می گردد مغبون به فسخ معامله اقدام نماید ، صرفا در عقود معوض مصداق پیدا می کند . شایان ذکر است که تفاوت ارزش دو عوض در عقود معوض ، از معوض شناختن عقد جلوگیری نمی کند ، جز آنکه عوض به قدری اندک و کم بها باشد که عرف آن را نادیده بگیرد واحتمالا صوری بودن عقد معوض به وجو آید . مثل فروش یک ملک به یک شاخه نبات .

مهم ترین عقود معین

بیع ( خرید و فروش )

بیع به معنای تملیک عین به عوض مشخص می باشد . در عقد بیع ، مبیع یک عین معین بوده که نه منفعت یک مال است و نه یک حق .

در بیع عوض مشخص شده الزامی نیست که پول باشد بنابراین همانطور که در تعریف عقود معوض بیان شد ، در عقد بیع نیز همچون عقود معوض ، دارای دو عوض است و هر کدام ازفروشنده و خریدار ، مالی به همدیگر تملیک می نمایند .

اجاره ( تملیک منافع )

اجاره به عقدی می گویند که بر اساس آن مستاجر مالک منافع عین مستاجر می گردد و در مقابل موجر متعهد می باشد که مال الاجاره پرداخت کند .

در عقد اجاره هم به مانند دیگر عقود معوض دارای دو عوض بوده که یکی منافع عین مستاجره و دیگری مال مورد اجاره و چنین نیست ک موجر به طور رایگان منافع عین مستاجر را در اختیار موجر بگذارد ، بلکه این منافع در ازای مال مورد اجاره که از جانب مستاجر پرداخت می گردد ، به وی سپرده می شود .

مضاربه

مضاربه به عقدی می گویند که بر اساس آن مالک سرمایه می دهد مشروط به اینکه طرف مقابل با آن به تجارت بپردازد و درمنفعت آن شریک باشند . در عقد مضاربه هم تحت عنوان یک عقد معوض سرمایه مالک در ازای کار مضارب واقع می گردد .

جعاله

جعاله دارای دو نوع می باشد :

  • جعاله خاص : در این قسم جعاله فرد ( جاعل ) متعهد می گردد چنانچه فردی مشخص کاری را که وی خواسته است انجام دهد ، اجرتی معین به عامل بپردازد .
  • جعاله عام : در این قسم جعاله فرد متعهد می گردد در شرایطی که هر فردی کاری را که وی خواسته است انجام دهد ، اجرتی مشخص به اولین خصی که این کار را انجام دهد و نتیجه را تقدیم کند ، پرداخت نماید . جعاله رهن عقدی معوض می باشد چرا که عامل زمانی که مستحق جعل ( اجرت العمل ) می شود که متعلق جعاله را تقدیم نموده یا انجام داده باشد . به طور مثال چنانچه اجرت جهت تسلیم مال مفقود گردیده باشد ، با ارائه کالا جاعل متعهد می شود . اتمام کار زمان استحقاق خواهد بود .

قرض

قرض به عقدی می گویند که بر اساس آن احد طرفین مقدار مشخص ازمال خویش را به شخص دیگر تملیک می نماید که شخص مزبور عین آن را به جهت میزان و جنس و وصف رد کند و در صورت عذر رد مثل ، قیمت یوم الرد را بپردازد .

لذا قرض عقدی معوض بوده که به موجب آن قرض گیرنده در ازای مالکیتی که کسب نموده است ، متعهد می شود عین و بدل آنچه را که دریافت کرده است ، بازگرداند .

وکالت

وکالت به عقدی می گویند که براساس آن یکی از دو طرف ، طرف دیگر را به جهت انجام عملی نماینده خود قرار می دهد.

وکالت می تواند رایگان ( غیر معوض ) و یا دارای اجرت ( معوض ) باشد .

 ضمانت

ضمان به عقدی میگویند که بر اساس آن فردی ، در مقابل طلبکار و با رضایت وی بدهی شخص دیگر را بر عهده می گیرد و انتقال آن را بر عهده خود می پذیرد .

از آن حیث که در عقد ضمان ، طلبکار در مقابل ضامن تعهد به کاری نمی کند ، نبایستی چنین نتیجه گرفت که ضمان عقدی رایگان می باشد . در عقد ضمان ، ضامن به رایگان در مقابل طلبکار تعهد به پرداخت دین می کند و در عوض آن چیزی دریافت نمی کند .

چیزی که در این عقد برابر تعهد ضامن واقع می شود و موجب معوض شدن این عقد می گردد ، به نفع مدیون اصلی بوده که برائت می یابد .

حواله

به عقدی می گویند که بر اساس آن طلب فردی از عهده مدیون به عهده فرد ثالثی منتقل می شود .حواله هم جزء عقود معوض می باشد .

صلح

الف) صلح بر دعوی : صلح بعضا به منظور رفع

اختلافات موجود یا به منظور ممانعت از تنازع احتمالی در آینده انجام می پذیرد . مثل آنکه فردی ملکی را از دیگری خریداری کرده و تمامی حقوق فرضی و احتمالی خویش را از هر حیث در برابر مورد معامله به یک سیر نبات صلح می نماید .

ب) صلح بدوی ابتدایی : صلح بعضا به جای یکی از عقود معاملاتی مورد استفاده قرارمی گیرد . صلح در جایگاه معاملات با اینکه نتیجه معامله ای را که در عوض آن واقع گردیده است می دهد ، اما دارای شرایط و احکام خاصه آن معامله نمی باشد . لذا به طور مثال چنانچه صلح عین باشد در برابر عوض ، نتیجه آن همان نتیجه بیع است ، بدون اینکه شرایط و احکام خاصه بیع در آن جاری باشد .ممکن است عقد صلح معوض باشد و یا غیر معوض . با وجود معوض بودن عقد صلح ، مبالغی را که متصالح به صالح می پردازد را ” وجه المصالحه ” می گویند .

رهن

به عقدی می گویند که بر اساس آن ، مدیون مالی را به منظور وثیقه به طلبکار خود می دهد و در اثر این وثیقه طلبکار بر مال مشخصی از اموال بدهکار حق عینی پیدا می کند .رهن هم جزو عقدی معوض می باشد .

امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *